|
پیرامون مداح مخلص سیدالشهدا سید جواد ذاکر
|

وبلاگ سيد رو امروز با موضوع نقش مداحان در مهدي باوري بروز ميكنم ...
و از اونجا كه سيد جواد ذاكر يكي از دلسوخته ترين عاشقان و ياران و مخلصين دربار مهدي اعظم عج الله
هست ( مخالفم از افعال ماضي در مورد سيد جواد استفاده شود سيد زنده است و جاويد كه شهدا هميشه
جاويدند و حيات ابدي از خدا هديه گرفته اند و سيد هم از بزرگترين و والاترين شهداي راه اهلبيت هست ) اين
موضوع رو اختصاص ميدم به سيد عزيز و مطالبي چند در اين مورد قلمي ميكنم ...
ادامه مبحث وسايل الحسينيه بماند براي پست بعدي ...
راه سيد راه عشق است ...نه عشق معمولي ...عشق سوزنده و در حد شيدايي ...
سيد درعشق صاحب الزمان يك شيداي محض است ...
و اين شيدايي آن چيزي است كه او را از تمام مداحان و بلكه از تمام عاشقان امام مهدي عج الله متمايز ميكند
و اين آن شيدايي اوست كه دلها را جذب ميكند و اين آن شيدايي اوست كه هر دلي را ميسوزاند و هر چشمي را
اشك باران ميكند ...
آنقدر در شيدايي افراط كرده كه وجودش غرق در محبت و معرفت گل نرجس گشته است ...وگرنه چگونه
ميشود با چند بيت شعر ابتدايي اينهمه دلسوخته براي اهلبيت ساخت ؟
فقط شعر نيست
ظاهرش شعر است و صدايي حزين متفاوت با تمام اصوات عالم ...ظاهرش اشك است و نعره و فرياد ...
اما باطنش مستي است ميي ناب است نهايت عشق و جنون است نهايت دلدادگي است ...
حالا در بررسي فرهنگ واژگان دلسوخته و شيدايي اباصالح المهدي رسيديم به كلمه مستي ...
كلمه اي كه در اشعار و مداحي هاي سيد فراوان ديده ميشود و بيشترين تهمت ها و بهتانها و افتراها يي كه به
سيد زده شد بخاطر همين كلمه بود ...حالا در مورد كلمه هاي مرتبط با آن مثل ميكده و ميخانه و ...حرف زياد
دارم اما امروز به سبب اين مستي كه از ميلاد ارباب دارم با همين حال مستي از خود مستي حرف خواهم
زد....
حالا منظور سيد از اين مستي چيه ؟
اونها كه تهمت ميزنند كه سيد چرا از كلمه مستي استفاده ميكنه ...در ساحت اهلبيت ؟
خوب گوش كنند تا بگم چرا ...هر چند ما از وقتي قلم برداشتيم و اين وبلاگ رو زديم و از ساحت سيد دفاع
كرديم و حرف حق زديم يك كدوم از اينها كه سيدو تهمت بارون ميكردند جلو نيومد ...و تازه معلوم شد كه
حرف حق كدومه ...ولي چه سود ؟...افسوس هيهات كه اون چه نبايد ميشد شد و ...
وصف حال سيد در شيدايي محبت نابيه كه ذره ذره وجودش رو سوزانده و در مقام عاشق اهلبيت حرفش با
ديگران اينه كه ...بگه من اينطور عاشقي ميكنم و اون صداي قشنگ و اون حنجره مقدس و اون دل پاك در
عاشقي رسواش ميكنه ...اون گريه هاي سيدي اون گريه ها ...
كه بگه من با اربابم اينطور عاشقي كردم :
زبس مهرت به دل بستم ، تو گشتم پاي تا سر من
تو آمد رفته رفته ، رفت من ، آهسته آهســـــــــته
سيد فقط مداح نيست سيد معلم بزرگ عاشقان مهدي عج الله هست
و معلم كسي نيست كه براي جيب خودش يا براي دل خودش يا براي آخرت خودش بخونه و عاشقي كنه
معلم اسم خداست پس بايد تعبير معلم رو در مورد كسي بكار برد كه مثل او روحها رو احيا كنه ...
و سيد معلمي هست كه احيا ميكنه تمام آنچه رو كه ما در درون خودمون كشته ايم ...
معلم كسيه كه ذره ذره همه حيات معنوي خودش رو در روح شاگردانش تزريق كنه ...
و سيد اين كار رو ميكنه ...
تمام شور شيدايي و عاشورايي خودش رو تمام مستي محبت خودش رو به مخاطب و دانش آموز كلاس
معرفت اهلبيت تزريق ميكنه ...
و گرنه ظاهرش صداي خوب و چهره جذاب و ....است ...باطن تزريق مستيه ...
حالا اين مستي چي هست ؟
مستي يك حالت در شيدايي براي اهلبيته كه مستقيم روي دل تاثير ميگذاره
يعني يك لذته اما يك لذت دنيايي نه يك لذت معنوي يك لذت معنوي خاصي كه با منقلب كردن و تاثير گذاشتن
بر دل او رو سير ميده صاحب مقامات ميكنه ...
به جرئت ميتونم بگم كه مداحي هاي سيد مجالس سير و سلوك در مرتبه محبت اهلبيت از مراتب چند گانه
سلوك تشيع هست ...
كاري كه سيد ميكنه چه بسا خيلي اوقات اساتيد بلد راه سلوك نميتونند ...
حالا اين مستي كه با دل فقط سر و كار داره چي هست ؟ ( هر چند تا كسي خودش نچشه اين مستي رو نميتونه
بفهمه كه منظور از مستي و مي يعني چي ) ...
من اين مستي رو با يك حديث بسيار ارزشمند از حيدر كرار امير المومنين عليه السلام تشريح ميكنم ...
قال مولانا امير المومنين عليه السلام :
ان لله تعالي شرابا لاوليائه اذا شربوا ( منه ) سكروا و اذا سكروا طربوا و اذا طربوا طابوا و اذا طابوا ذابوا و
اذا ذابوا خلصوا و اذا خلصوا طلبوا و اذا طلبوا وجدوا و اذا وجدوا وصلوا و اذا وصلوا اتصلوا و اذا اتصلوا لا
فرق بينهم و بين حبيبهم ....
حضرت امير المومنين در بياني والا و پر محتوا و بي نظير ميفرمايد :
خداوند متعال را شرابي است مخصوص اوليائش كه هر گاه از آن بنوشند مست گردند و هر گاه مست گردند
بانشاط شوند و هر گاه بانشاط شوند پاكيزه گردند و هرگاه پاكيزه گردند ، هنگام پاكيزگي گداخته گردند و به
وقت گداختگي خالص شوند و چون خالص شوند طالب محبوب گردند و وقتي كه جوينده محبوب گردند مي
يابند و چون يافتند نائل شوند و پيوند خورند و هر گاه پيوند خورند فرقي بين ايشان و محبوبشان نيست ...
حالا اين واژه هاي والا و اين مراتب ذكر شده در حديث فوق تشريح و توضيح بيشتري مي طلبد كه بماند براي
پست بعدي ...ان شاء الله

در مباحث پيرامون مداحي و عزاداري براي سيد الشهدا و متبرك كردن مطالب به
نوكر و خادم مخلص سيد الشهدا به بحث گريه در وسائل الحسينيه رسيده ايم ...
از اينجاي بحث ببعد ميخواهم در مورد همين مورد بيشتر بنويسم تا هم رتبه و جايگاه
عزاداري براي سيد الشهدا واضح تر گردد و هم مقامات مداح و عزادار كننده براي
ابا عبدالله الحسين عليه السلام ...و از آنجا نقبي بزنم به مقامات سيد جواد ذاكر و مراتب
عظيمش نزد خداوند متعال ...
حالا وقتي تشريح كرديم كه گريه براي ابي عبدالله يعني چي ؟ ...تازه ميفهميم كه گريه هاي
سيدي يعني چي ؟
حالا وقتي از مراتب چند گانه خادم سيد الشهدا حرف زديم تازه ميفهميم كه مداح مخلص
اهلبيت را نزد خدا چه مراتبي است ...
...اول مبحث گريه كه يكي از وسايل الحسينيه مي باشد را ادامه مي دهيم ...
اول به بررسي احاديث وارده مي پردازيم ...
كامل الزيارات :
نظر فرمود اميرالمومنين علي عليه السلام بسوي فرزندش حسين عليه السلام پس فرمود :
اي سبب گريه هر مومني
پس حسين عليه السلام گفت : منم سبب گريه هر مومني ؟
فرمود : اري پسرم توئي سبب گريه هر مومني
عوالم از تفسير منسوب به امام حسن عسكري :
امام حسن عسكري فرمود :
چون ايه شريفه و اذ اخذنا ميثاقكم لا تسفكون دماءكم تا اخر ايه در حق يهود ( بقره 84 )
براي پيامبر نازل شد كه ( ...و آن كساني كه پيماني را كه با رسول خدا صلي الله عليه و اله
بسته بودند شكستند و تكذيب كردند پيغمبران خدا را و كشتند دوستان خدا را ) خبر ميدهم شما
را به آن كساني كه شباهت به آنها دارند از يهود اين امت ، گفتند :
چرا يا رسول الله ؟
فرمود :
گروهي از امت من كه به خود مي بندند كه از امت من هستند و از اهل ملت منند مي كشند
فاضل ترين ذريه من و پاكيزه ترين ريشه هاي درخت رسالت مرا ، و تبديل ميكنند شريعت
و سنت مرا ، و مي كشند دو فرزند من حسن و حسين را ، همچنان كه كشتند پيشينيان از
يهود ذكريا و يحيي را ، و خدا لعن ميكند ايشان را همچنان كه لعن كرد آنها را ، و
برمي انگيزاند به ضرر باقيماندگان ذريه هاي ايشان پيش از روز قيامت هدايت كننده ،
هدايت كرده شده اي را از فرزندان حسين مظلوم كه آنها را ميسوزاند به شمشيرهاي
دوستان خود تا به آتش جهنم برسند و آگاه باشيد كه خدا لعن ميكند كشندگان حسين و دوستان
و يارانشان و كساني را كه در جائي كه تقيه نباشد ساكت باشند و لعن بر آنها نكنند . و خدا
صلوات مي فرستد ( دقت كنيد ، فرموده خدا صلوات مي فرستد ) بر گريه كنندگان
بر حسين از روي رحمت و مهرباني و صلوات مي فرستد بر لعنت كنندگان براي دشمنان
ايشان از روي خشم و عقده اي كه گلوي آنها را گرفته ، آگاه باشيد كه آن كساني كه راضي
و خشنودند به كشته شدن حسين شريك در قتل او مي باشند ، آگاه باشيد كه كشندگان او و
ياران و پيروان آنان و اقتداء كنندگان به آنها بيزارند از دين خدا . خدا امر
ميفرمايد فرشتگان مقربين خود را كه اشكهاي مصيبت زدگان به قتل حسين يعني آنهايي كه
در عزاداري و مصيبت آن حضرت مي گريند گرفته ببرند در نزد خزينه دارهاي بهشت
تا ممزوج كنند با آب حيات بهشتي تا گوارائي و خوشبوئي آن هزار برابر زياد شود . و
فرشتگان مي گيرند اشكهاي چشمان كساني را كه به كشته شدن حسين عليه السلام خوشحال
هستند و مي خندند آنها را در هاويه يعني جهنم مي ريزند و ممزوج ميكنند با همه آنها از
مشروبات جهنمي كه بصورت چرك و خون و آبهاي گنديده بدبو است و در شدت گرمي و
سوزنده گي است هزار برابر باشد عذاب آن بر آنها از دشمنان آل محمد كه در عذابند .
بحارالانوار ج 44 ص 292
چون رسول خدا صلي الله عليه و اله خبر داد فاطمه را از شهادت حسين و مصائبي كه بر
او وارد ميشود فاطمه سلام الله عليها سخت بگريست ، و عرض كرد :
اي پدر ، اين حادثه كي واقع ميشود ؟
فرمود :
وقتي كه نه من باشم و نه تو و نه علي ، ...فاطمه بر شدت گريه بيفزود و زار زار گريست
و عرض كرد :
اي پدر پس چه كسي براي فرزندم گريه ميكند و مجلس عزا و مصيبت او را برپا ميكند ؟
رسول خدا فرمود :
اي فاطمه ، زنان امت من مي گريند بر زنهاي اهلبيت من ، و مردان امت من مي گريند بر
مردان اهل بيت من ، و عزاي فرزند مرا هر ساله طايفه اي بعد از طايفه اي تازه ميكنند.
پس چون روز قيامت شود تو شفاعت زنان را ميكني و من شفيع ميشوم مردان را ، و
و هر كس بر حسين گريسته دست او را مي گيريم و در بهشت در
مي آوريم . اي فاطمه همه چشمهاي مردمان در روز قيامت گريان
است مگر چشمي كه بر حسين گريسته باشد او خندان و شادمان به
نعيم بهشت خواهد بود .
و في الواقع نيز :
اگر حقيقتا شيعيان از روي واقع وظايف تولي و تبري را رعايت ميكردند و در دوستي
آل محمد ثابت بودند و معتقد به صدق كلمات خدا و سخنان آل محمد بودند و هيچ مصيبتي
را بر مصائب ايشان ترجيح نميدادند مي بايست گريه كنندگان در مصائب ايشان به خصوص
در مصيبتهاي حضرت سيدالشهدا ارواحنا و ارواح العالمين له الفداه به شنيدن اين مژده ،
از شدت شادي و سرور قالبهاي خود را از روح ها تهي كنند ، چه مژده اي از اين بالاتر
و كدام سعادتي از اين بهتر باشد كه به ريختن اشك شوري ، دل مبارك فاطمه سلام الله عليها
را خشنود و آرام كرده ، چنانچه پدر بزرگوارش به گريستن شيعيان و محبان ، قلب نازنين
او را تسلي داده تا سبب شود كه در روز قيامت خندان و خوشحال دستهاي گريه كنندگان در
مصيبتهاي جگر گوشه اش حضرت سيدالشهدا عليه السلام در دست رسول خدا صلي الله عليه
و اله و با او داخل بهشت ميشوند ...
خوب اين دقيقا اون مستي بود كه سيد جواد ذاكر از اون تعريف ميكرد و در اكثر اشعارش
هم اين كلمه مستي رو اورده بود ...
حالا درجه نازله اش اين بود...
ميديدي روزهاي عيد مرثيه خواند
اين حالت خيلي حالت عجيبي هست در محبت اهلبيت ...مرتبه خيلي عظيمي هست ...
كه از خوشي به گريه مي افتاد از وجد و طرب به ناله مي افتاد ...
اينها هم ديگه در كتابها نوشته نميشه يك چيزهاي تجربي و عيني هست ...
يك مي نابي كه خود اهلبيت بايد تعارفت كنند وگرنه هر ميي اون مي نميشه...
از مستي از خود بيخود شدن داشت سيد
از خوشي هم نشيني با اهلبيت زار ميزد و ...
از مستي بود از مستي بود از مستي بود اون گريه هاي سيدي ...
...چقدر الان لبريز از حال سيدي هستم اما حيف و صد افسوس هر وقت ميخوام از اباعبدالله
بنويسم اين حال غريب بهم دست ميده و عنان قلم و اختيار از دست ميدم و فقط ...
.....................................................................................ادامه دارد ...
بروز رسانی وبلاگ خیلی با تاخیر انجام شد که از این لحاظ از
تمام عزیزان معذرت میخواهم اما قبل از شروع مبحث ذکر نکته ای را بر خود واجب میبینم
اگر وبلاگ دیر بروز شد برای خاطر کم رغبتی ام یا نداشتن حرف حسابی یا کم محبتی ام
به سید یا کم لطفی به دوستان نبود ...بلکه برای حقیر قلم زدن چه در این وبلاگ چه در
وبلاگهای دیگرمون خیلی مقدسه و خدا میدونه که ابا دارم و می ترسم از نوشتن ...
چون نوشتن در این وبلاگ برام عبادته ...اصلا اجازه نوشتن هر کلمه و جمله ای رو در اینجا
یا در بنت الحیدر ندارم ... و این رو یقین میدونم تنها کلماتی نوشته خواهند شد که خودشون
بخواهند ...و برای نوشتن با اونکه وفور کتب و اطلاعات و نوشتار دارم اما خیلی حساسم که
تک تک کلماتم از صافی احادیث و روایات گذشته باشد...خلاصش سید برام خیلی قداست
داره ...با حال دیگه ای براش می نویسم ...
در نوشتار قبلی ...تماما مطالبی رو نوشتم که اعتقادات و نوشتارهای خودم بود اما از این
پست به بعد میخواهم مدارک و اسناد و احادیث و روایات رو بررسی کنم ...انشاالله ...
مقامات مشتری حسین علیه السلام
حدیث اول
حضرت علی بن الحسین علیه السلام میفرماید :
هر مومنی که بخاطر شهادت حسین بن علی علیه السلام گریه کند تا اشکش بر گونه
جاری گردد خداوند متعال غرفه ای در بهش به او دهد که مدتها در آن ساکن گردد و هر
مومنی بخاطر ایذاء و آزاری که از دشمنان مادر دنیا به ما رسیده گریه کند تا اشکش بر گونه
هایش جاری شود خداوند متعال در بهشت به او جایگاه شایسته ای دهد و هر
مومنی در راه ما اذیت وآزاری ببیند پس بگرید تا اشکش بر گونه هایش جاری شود خداوند
متعال آزار وناراحتی را ازاو بگرداند ودر روز قیامت از غضب وآتش دوزخ در امانش قراردهد
امام صادق علیه السلام فرمود : برای بنده جزع نمودن وگریه کردن درتمام امور مکروه و
ناپسند است مگر گریستن وجزع کردن بر حسین بن علی علیه السلام زیرا شخص دراین
گریستن مثاب می باشد .
حضرت امام صادق شیخ الائمه علیهما السلام فرمودند : ای ابا هارون آیا شعری در مصیبت
امام حسین برایم می خوانی؟
ابا هارون میگوید :پس برای آن حضرت شعری خواندم وآن جناب گریست.
سپس فرمودند : همان طوری که پیش خود شعر ومرثیه می خوانید یعنی با رقت ولطافت
( یعنی ملاحظه مرا که فرزند ایشان هستم نکنید.) ابا هارون میگوید : پس این بیت را برای آن
جناب با رقت ولطافت خواندم .
امرور علی جدث الحسین فقل لعظمه الزکیه
یعنی گذر کن بر قبر حضرت حسین بن علی علیه السلام پس بر استخوانهای پاک ومطهرش
بگو .
اباهارون می گوید : امام علیه السلام گریست سپس فرمود : بیشتر برایم بخوان .
پس قصیده ی دیگر برای حضرتش خواندم.
ابا هارون میگوید: امام علیه السلام گریستند وصدای گریه اهل منزل را از پشت پرده شنیدم.
سپس اباهارون می گوید: وقتی از خواندن فارغ شدم حضرت به من فرمودند :
ای ابا هارون کسی که در مرثیه حسین بن علی علیه السلام شعری
خوانده وخود گریه کرده وده نفر دیگر را بگریاند بهشت بر ایشان واجب
میگردد.
کسی که در مرثیه امام حسین شعری خوانده وخود گریه کرده ویک نفر
دیگر را بگریاند بهشت برای هر دو واجب می گردد.
وکسی که امام حسین را نزدش یاد کند واز چشمش به مقدار بال مگس
اشک بیاید ثواب واجر او بر خداست وخداوند برای وی به کمتر از بهشت اجر
وثواب نمیدهد.
واما ان الحسین مصباح الهدی وسفینه النجاه... یعنی چه ؟
یعنی تمام اهل بیت صاحب مقام شفاعت وهدایت میباشند اما حسین بن علی روحی له
الفداه دارای سفینه نجات است ونجات و هدایت و دستگیری و شفاعتش سریعتر از بقیه
اهل بیت است .
بیان مرتبه سید الشهدا علیه السلام کار من وما نیست باید از باب جیره خواران وبر سفره
ابا عبدالله نشستگان در این دستگاه سلطنت وارد شد واذن دخول گرفت . سیدالشهدا علیه
السلام اسباب هدایتی داردکه هر کدام منادی دارند جلی .
این وسایل هر کدام ندایی دارند ... توسلش هم قواعدی دارد .
توسلاتش اقسامی دارند مثلا گریه یکی از وسایل الحسینیه است .
حالا این گریه خودش اقسامی دارد وقتی که میخواهی قباله اش را بنویسی در دفتر اعمال
نوشته میشود ... حالا از من مثلا میپرسند اصلا برای چه گریه میکنید که تو بخواهی از گریه
های سید جواد دفاع کنی با زبان استدلال نمیشود حرف از سلطنت ابا عبدالله در عالم زدمن
از کسی که این حرف لغو را می گوید یک سوال میپرسم . فرض کن سید جوادی نبود مجالس
روضه ای نبود گریه وتوسلی نبود ... وبدتر از همه ی اینها آنکه حسینی در عالم نبود تو به من
بگو که دنیای تو بدون حسین چه چیزی دارد که نیاز روحی مرا جواب دهد اگر حسین نبود در
این دنیای بی روح پوچ توخالی عبس من و تو چه چیزی وجود داشت که خودمان را از چهار
پایان برتر بدانیم ؟
این دیگر فلسفه بافتن نمی خواهد تو که از من میپرسی چرا سید جواد یک عاشق افراطی
امام حسین بود من از تو میپرسم چرا حسین را دوست نداری چرا عاشقش نیستی چرا
دیوانه اش نمی شوی حسین دیگر چه چیز باید داشته باشد تا تو وجود کوچک ودل بی مقدارت
را تسلیم داری کجای حسین نقص دارد که تو از عشقش فرار می کنی ؟
نخیر آقا خودمان را فریب ندهیم سید جواد ذاکر عیب وایرادی نداشت این دل ناقص من
وشماست که عجوزه ی هزار رنگ کریه پلید خائن به نفس بشری را به وجود مقدس مطهر
وعظیم ویگانه ابی عبدالله ترجیح دادیم.
حالا تو بگو به من تو که از من چرایی گریه بر ابی عبدالله را می خواهی تو که از من فلسفه
عشق به ابی عبدالله را میخواهی تو که از سید جواد تعجب میکنی وجنونش را زیر سوال
میبری..... دنیای تو بی وجود حسین چه چیزی دارد که من عشق حسین را واگذارم؟
اصلا من و تو بدون این ذوات مقدس بدون این وجودهای متعالی بدون این انوار لایتناهی ...
چه داریم که پنجاه شصت سال خواب و خوراک و هواپرستی و نفسانیات و ...هیچ اندر
هیچ . آقا ما کجای کاریم ؟
تمام ذرات عالم تحت امر وفرمان وجود نازنین ابا عبدالله الحسین علیه السلام در کرنش و
سلم اند من و تو هنوز فریفته ی حیوانیت خویشیم ...
آقا ما اینها را نمی تونیم بفهمیم عاشقان ابا عبدالله به خودش تاسی کرده اند
وقتی همه ی عالم در خواب سنگین غفلت فرو رفته بود امام حسین وسط میدان ابتلا یک بار
برای همیشه همه چیزش را برای خاطر خدا زمین زد آقا این دارد با خدا معامله میکند کاری
به تایید من وتو ندارد چنانچه تمام عالم امام حسین را به زعم خود نصیحت میکرد اما آیا در
عشقبازی امام و حرکت فوق عقلانی او تاثیر گذاشت ؟
نخیر حتی یک ذره، او داشت با خدا معامله میکردو لبخند رضایت خدا یک طرف وهمه ی عالم
و ماسوی یک طرف...
برای عاشقانش هم همین طور است دارد با امام حسین معامله میکند به حرف من وتو که
گرفته از تفکر ناقصمان باشد کاری ندارد... داشتم میگفتم حالا این گریه اقسامی دارد وقتی
میخواهی فباله اش را بنویسی در دفتر اعمال نوشته میشود مثل قباله معاملات که دراو
مینویسند خرید فلان از فلان فلان خانه به فلان مبلغ به فلان شرط.
حالا میگویم حضرت حسین علیه السلام مشتری است مینویسد
هذا ما اشتری الامام السعید ابو عبدالله الشهید
مشتری امام شهید است
از کی میخرد از این بایع غرق شده دریای سیاه این بنده رو سیاه
چه میخرد ؟
حالا این یکی از وسایل الحسینیه میباشد در این یک وسیله اش ده قسم گریه واندوه از تو
مبخرد یک مرتبه همین مهموم میشوی بدون گریه کردن
ومرتبه دیگر از تو میخرد از این بالاتر را که تاثر قلب است که دلت به
درد می آید این را هم میخرد
یک مرتبه بالاتر میرود اشک در چشم میگردد اما بیرون نمی آید این را هم مشتری است
اینها همه مضمون حدیث است
هروقت اینقدر باشد که اشک از چشم هر چند جاری هم نشود... این را میخرد
وقتی که بر صورت جاری شد... میخرد
اگر بر صورت جاری شد وگذشت بر محاسن افتاد... میخرد
اگر از محاسن بگذرد بر سینه جاری شود... میخرد
زیاد بشود بیایید تا به دامن... میخرد
همه اینها سند دارند ... کامل الزیارات باب سی وسوم حدیث دوم
ناله همراهش باشد ... اجری دارد
صدا به ناله بلند کردن ... کیفیتی درد
نعره همراهش باشد... مقاماتی دارد
مرتبه ی دهمی این مراتب در حدیث ابوذر است
حتی تزهق انفسکم
گریه کنید تانزدیک باشد جان شما از بدن بیرون بیاید
با این وصف ببینیم چکار برای سید الشهدا کرده ایم ؟
نمی فهمیم واقعا نمی فهمیم چه بر سرمان آمد...
او مشتری است مشتری این اشک چشم خیال نکنید این اشکها که جاری شد خشک میشود...

تا بود از هم نشینی اش حذر داشتند که مبادا کفرش بدانها نیز سرایت کند
تا رفت ...
با پول تکثیر نوار تشییع جنازه اش کار و کاسبی براه انداختند ...
با تکثیر سی دی های سه و هفت و ...چه میدونم ؟ چهلش نونشون تو روغن
بود . آقایان بظاهر مذهبی رئیس هیئات مذهبی که نام سید جواد را با اکراه
می بردند و هر جوان عاشق سیدی را که با محبت سید اهل دین و نماز شده
بود را سنگ ارتداد زده و از هیئت می راندند ...حالا با عکسهای سید هیئتشان
را به رخ میکشیدند ...
مردیم بس که گفتیم جوانها را از دین زده نکنید حرفهای بی اساس خودتان را
بپای دین و شریعت ننویسید ...مگر این سخن مقام معظم رهبری نبود که این
نسل را بسیار هوشیارتر از نسل جنگ برشمردند ؟
داد...بیداد از حاجی های مکه رفته ی خدا ی مکه نشناسی که جوانها را از هیئت
بیزار کردند . امان و هیهات از رئیس هیئتهایی که رسول ترکها را از در خانه اهلبیت
راندند ...
چه کسی بما مجوز تشخیص میزان تقوا میدهد ؟
چه کسی بما اجازه میدهد ایمان افراد را نمره بدهیم ؟
بخدا کمند طلابی که درس خدا پرستی از بر کنند بجای درس خود پرستی...
بخدا کمند تحصیل علم کننده هایی که علم رو برای رضای خدا بکار بگیرند...
آن آقایانی که تو ی وبلاگهاشون سید رو کافر و مرتد خونده بودند نصیحت میکنم
سری به کتب آقای سعادت پرور بزنید ببینید چه خبره ؟
اونها که سید رو قمه زن و افراطی میدونید سری به شرح حالات آقای مرندی بزنید
اونها که این جملات عارفانه سید در مورد امیرالمومنین رو کفر میدونید سری
به دست نوشته های مرحوم قاضی بزنید
من حالا تک تک اینها رو خواهم نوشت ...
همه حرفم هم اینه که بنام دین حرف نزنید
الحمدالله که دین ما مستنده و اینهمه نسخه و کتاب و حدیث و ...
من نمیدونم چرا اینهمه آدمی که داعیه محبت سید رو دارند بعد از گذشت یکسال
از ارتحال جانگدازش نتونستند این حرف و حدیثها رو جمع و جور کنند ؟
من نمیگم با حس و عاطفه و تعصب دفاع نکنید من میگم اونها که تهمت میزنند
و شبهه میسازند آیا با زبون حس و عاطفه و تعصب دارند حرف میزنند که شما دارید
با این لحن و با این روش جوابشون رو میدید؟
از سید دفاع کردن دفاع از شخص نیست دفاع از حریم و مکتب ولایت است...
بچه ی حوزه ام که سوال و شبهه طرح میکنم ؟ جوابش را با منطق و استدلال
بدهید بحث کنید حدیث می آورم ...چرا جدال می کنید ؟
بچه ی دانشگاهم که سوال و شبهه می آورم؟ جوابمو علمی بدید ...چرا سفسطه
میکنید که حرف سید بره زیر سوال ؟
بخدا اگه خود سید بود برای تک تک حرفهاش استدلال داشت حدیث داشت خودشون
برای تمام گفته هاشون استدلال داشتند...
چرا طوری از سید دفاع میکنید که انگار سید خطاکار بود و شماها دارید سرپوش
میگذارید روی خطاهاش ؟
اگر جایی منطبق بر متن شریعت ما نبود میگیم نیست و اینجا سید اشتباه کرده
مثل خیلی ها ی از ما ...مگه ما اشتباه نمیکنیم ؟ دانشمند هم که باشی خطا
و اشتباه شاید بکنی ...این که امر غامضی نیست ...
سکوت بکنیم و جواب سوالات رو ندیم که چه بشود ؟ که جوانی هم که با محبت سید
راه رو پیدا کرده با این حرکت ما فکر کند محبت اهلبیت یک صراط است و شریعت و دین
هم یک صراط جدا ....اینطوری که ما روی وهابیت و بهائیت رو سفید کرده ایم !
جوانی که گرایش پیدا میکند به واسطه محبت غلام صادق آل الله باید بداند که سید
برای گفتارش دلیل عرفانی داشت یا اشارت شعری بود یا نه ...اصلا یه جایی هم
حرف یا شعر خطا بوده ...سکوت و جوانها رو با شبهه جدایی اهلبیت از شریعت
رها کردن والله خیانت به سید و سیدهایی است که عمری در خونه اهلبیت نوکری
کرده اند ...
اگر شبهه ای وجود دارد بگذارید جوابش داده بشه...بابا علامه ما و فیلسوف ما هم
اگر گفتارش خطا داشت براحتی میگفتند استدلالش غلط بوده
یه سری به کتب ملاصدرا و گفتارش پیرامون ابن سینا بزنید ...
چرا گمان میکنید که اگه یه وقت گفته شد این حرف سید غلط بوده دیگه سید قابل
قبول نیست اگر اینطور باشه الان ما نباید هیچ کدوم از فلاسفه یا محدثین رو قبول
کنیم ...اگر هم کسی با نام دین استناد به یک گفتار سید کرده و ایشون رو مرتد اعلام
میکنه بجای جدال باید اونو خارج از مدار شرع بدونید چون دین ما به کسی اجازه حکم
ارتداد صادر کردن نمیده...اون آقای بظاهر محصل درس دینی که تو وبلاگش می نویسه
چون سید فلان حرف رو زد پس کافره باید بدونه که در درجه اول خودش از دایره دین
خارج شده و این یک امر بدیهی هست...
به فاطمه زهرا قسم اگه سید یک جا از خودش گفته و منیت داشته بود من الان با این
ثبات ازش دفاع نمیکردم اما من دارم از کسی دفاع میکنم که ...اولا نیاز به دفاع نداره
چون راهش راه اهلبیت بوده و ثانیا از کسی دفاع میکنم که خالص ترین خادمی بود
که من برای اهلبیت سراغ داشتم...
من از پست بعدی ...امشب سعی دارم تمام احادیث ولایت شناسی رو مطرح کنم و
کاملا استدلالی و منطقی حرف بزنم یک دوره امام شناسی تا اصلا با مفهوم ولایت
آشنا بشویم بعد با متن دین و شریعت بحث کنیم
فکر میکنم این خیلی بهتر از گفتگوی مخالفان با زبان تعصب و گفتگوی موافقان با زبان
عاطفه باشد....بالاخره ما شیعه ایم احادیث ما و متن کتاب ما گویاست...
انشاالله که خداوند متعال حقیر رو یاری کنه تا بتونم حقیقت این مسئله رو روشن کنم...
ماییم که جا مانده ایم بقول سید مرتضی گمان میکنیم که
شهدا رفته اند اما شهدا همیشه میمانند و باد زمان ما را با
خود برده است ...
و با تمام این جا ماندن از شما ...هر گاه که رجعت به کربلای
حسین و عاشورای مهدی ! میکنیم انگار هنوز با شماییم...
هر چند هر وقت میخواهم با شما گفتگو کنم ناخود آگاه این
جمله به ذهنم میرسد و بر زبانم جاری میگردد...که سید جان
بگوشی و انگار ...نه ...حتما ...میشنوم که میگویی :
بگوشم ...اینجا بهشت است .
وقتی هجم تهمتها و تردیدها و شایعات را پیرامون سید عزیز دیدم اول بر آن
شدم که تک تک جواب این شبهه ها را بدهم اما ننوشته دانستم که حرفهای من
به مذاق آنها خوش نیامده و تایید نخواهند کرد برای همین بدون آنکه سراغ وبلاگ
و نوشته های شبهه ناک بروم بسم الله گفته و شروع کردم...
اما تصمیم ندارم به روال نه چندان درست وبلاگهای دیگر از سید با احساس و یا
تعصبم دفاع کنم !
من با عنایات عمه ی بزرگوارم شروع به نگاشتن سلسله مباحث امامت شناسی
میکنم و در خلال این مبحث جواب تمام شبهه های پیرامون سید عزیز را هم خواهم
داد . اگر آنها که سید را کافر و مرتد نستجیر بالله میدانند منطقی و اهل دین و شرع
باشند که تمام احادیث من متن دین و کتب فقهی و حدیثی تشیع و اسلام خواهد بود
و در غیر اینصورت رفع شبهه از گفتار سید عزیز شده است...
...باز هم تاکید میکنم که اینجا من با احساس و تعصبم نخواهم نوشت ...
امامت شناسی...مقدمه
یکبار قبل از شروع ایام فاطمیه سوالی را از بچه های وب بنت الحیدر پرسیده بودم
که لازم میدانم بار دیگر تکرار کنم تا بتوانم بحث را شروع کنم ...
سوال این بود که نفس محبت و حتی معرفت که مکمل همدیگرند به اهلبیت علیهم
السلام چیست ؟
پرسیدم : آیا بدست آوردن و کسب آموزه ها و معارف دینی ؟
آیا آشنایی با معارف وحیانی و قرآنی ؟
آیا پیروی از سیره الهی آنان ؟
آیا ...
بالاخره نفس محبت به ذوات مقدسه برای ما که تشیع هستیم و اهل تولی و تبری
معانی گسترده ای دارد که در لابلای همین معانی ژرف ترین معارف الهی پنهان گشته
است . سعادت و رستگاری و فلاح از منظر شیعه در پیروی از اهلبیت عصمت و طهارت
علیهم السلام است . اما خود محبت ورزی به ذوات مقدسه برای " رستگاری " صرف
هم حتی نیست ...
میخواهم چه بگویم ؟
میخواهم بلندترین و بزرگترین معنی تولی را برای شیعه از منظر معرفت شناختی
عنوان کنم ...
" اصالت مداری تولی "
یعنی جنبه موضوعیت داشتن محبت به ذوات مقدسه
اما قبل از داخل شدن در بحث یکبار دیگر میخواهم سوال خود را عنوان کنم همه آنها
که علاقمند به کمک برای هدف از تاسیس این وبلاگ بودند باید قدم بقدم با من و مبحث
پیش بیایند ...اینک قدم اول سوالی بود که مطرح شد...
برای ادامه دادن بحث دوست دارم جواب این سوال را برایم بنویسید
جوابی که حتی برای منکران گفتار سید هم روشنگر و پاسخ بسیاری از شبهات وارده
خواهد بود...
در ضمن با عنایت عمه بزرگوارم هر شب وبلاگ را بروز خواهم نمود......ادامه دارد.......